ایهام

متن مرتبط با «ثالث» در سایت ایهام نوشته شده است

خوان هشتم - مهدی اخوان ثالث

  • نیلوبلاگ

    … یادم آمد ، هانداشتم می گفتم آن شب نیز.سورت سرمای دی بیدادها می کرد وه چه سرمایی! چه سرمایی،باد برف و سوز وحشتناک.لیک ، خوشبختانه آخر ، سرپناهی یافتم جایی،گرچه بیرون تیره بود و سرد ، همچون ترس.قهوه خانه گرم و روشن بود ، همچون شرم،گرم،از نفس ها ، دودها ، دم ها.از سماور، از چراغ ، از کپه آتش،از دم انبوه آدم ها،و فزونتر ز آن دگر ها ، مثل نقطه ی مرکز جنجال .از دم نقّال .همگنان را خون گرمی بودقهوه خان...

    ادامه مطلب