خرید بک لینک

درس چهاردهم : طوطی و بقّال
معنی ونکات شعر طوطی و بقال:
1. مردبقالی یک طوطی خوش نغمه و سبزرنگ وسخن گو داشت.
چهار نمونه (ی) نکره دربیت است. گویا: سخنگو
2. این طوطی از دکان بقال محافظت می کرد / وبا مشتریان شوخی می کرد.
سوداگران: تاجران، مشتریان _ نکته گفتی : کنایه از شوخی و شیرین زبانی می کرد.
3. درسخن گفتن با آدمیان، سخنگو بود / ودرنغمه سرایی، مانند طوطی ها مهارت داشت.
خطاب: سخن گفتن _ ناطق : سخن گو _ حاذق : چیره دست و ماهر
4. روزی از سمت بالای دکان به سویی دیگرپرید / که باعث شکسته شدن شیشه های روغن گل سرخ شد.
صدر : بالا _
5. وقتی ارباب وآقای او ( مردبقال) ازخانه به سوی دکان آمد / و آسوده خاطر مثل بزرگان در دکانش نشست.
فارغ : آسوده خاطر _ خواجه وش : مثل بزرگان ، وش : پسوند شباهت_ تشبیه در بیت هست.
6. مشاهده کردکه دکانش پرازروغن ولباسش چرب شده / آنگاه برسرطوطی ضربه ای زد که طوطی دراثرآن ضربه کچل شد. کل: کچل ، بی مو
7. چندروزی طوطی سخن نگفت / و بقال ازشدت پشیمانی آه می کشیدو ناله می کرد.
روزک : چند روز محدود و اندک ، حرف( ک ) کوچکی وتصغیر است. سخن کوتاه کرد: کنایه از حرف نزد.
8. اوباناراحتی ریش های خودرا می کند ومی گفت : افسوس / چون از نعمت سخنگویی طوطی بی نصیب شدم.
ریش کندن : کنایه از ناراحت شدن _ آفتاب نعمت : اضافه ی تشبیهی ومنظور سخنگویی طوطی است _ میغ: ابر
مصراع دوم کنایه از محروم و بی نصیب شدن_ تناسب آفتاب و میغ
9. اومی گفت: ای کاش وقتی برسرطوطی شیرین زبان ضربه زدم، دستم می شکست و این کار را نمی کردم.
خوش زبان : کنایه از طوطی_ زبان و زمان : جناس ناقص
10. آن بقال به هرفرد درویش وفقیری هدیه و صدقه می داد / تا قدرت سخنگویی طوطی به او برگردد.
حرف ( را) در مصراع اول، به معنی (به) یعنی حرف اضافه است ولی در مصراع دوم نشانه ی مفعولی است.
نطق: سخن گفتن _ مرغ : منظور طوطی است.
11. بقال پس از سه شبانه روز، حیرت زده وناتوان و مثل افراد ناامید در دکان نشسته بود.
زار : ناتوان _ وار: پسوند شباهت در نومید وار.
12. او هرکارعجیبی (ادا و شکلک درآوردن) انجام می داد / تا طوطی اش به سخن گفتن درآید .( حرف بزند)
مرغ: طوطی _ مصراع اول : کارهای خنده داری انجام می داد.
13. روزی گدای کهنه پوش و سربرهنه ای (کچلی) از مقابل دکان ،عبور کرد/ که سرش مثل پشت تشت وتاس فلزی )ظروف فلزی ) بدون مو بود.
جولقی: گدا، درویش کهنه پوش _ سربرهنه : کنایه از کچل و بی مو_ تشبیه در مصراع دوم : سر: مشبه / بی مو: وجه شبه / چو: ادات تشبیه / پشت طاس و تشت: مشبه به
14. طوطی همان لحظه به سخن گفتن آمد / و برسرآن گدای دروی فریاد زد : هی فلانی!
اندرگفت آمدن : سخن گفتن ( موقوف المعانی با بیت بعدی)
15. ای فرد بی مو وکچل! چرا با کچل ها همنشین شدی؟/ آیا تونیز شیشه های روغن را ریخته ای که این طورکچل شدی؟!
نکته ی این بیت : مقایسه و قیاس نابه جا و غلط است. آمیختی : قرارگرفتی ، معاشرت و همنشینی کردی _ کل: کچل ، کلان : جمع کل است.
16. به خاطر مقایسه ی غلط طوطی خنده برلب مردم آمد (مردم به مقایسه ی طوطی خندیدند) / زیرا طوطی ، آن درویش را مثل خودش دانسته بود.
قیاس: مقایسه و سنجش، ازامورکلی به امورجزئی رسیدن، صاحب دلق : کنایه از درویش وگدا ، دلق : لباس پشمی درویش ها و عارفان است. تشبیه در مصراع دوم (صاحب دلق: مشبه _ خود :مشبه به ) پنداشت : تصور کرد.
17. کارافراد پاک را با کارخودت مقایسه نکن / همان طور که مقایسه ی شیرجنگل با شیرخوراکی حتی اگر در نوشتن یکسان باشند، نادرست وغلط است.( مقایسه ی دو چیزکه به ظاهر باهم شباهت دارند، نادرست و نا به جاست.)
قیاس گرفتن : مقایسه کردن _ نبشتن: نوشتن و نگارش_ شیر با شیر جناس تام دارد.
18. اغلب ی مردم عالم به خاطر مقایسه های غلط گمراه شدند/ وکمترکسی مردان الهی وعارفان را از مردان عادی ، تشخیص داد و شناخت.
جمله : همه _ عالم : مجاز از مردم عالم _ ابدال : مردان خدا ، علمای خداشناس
19. هردونوع زنبور(زنبور کافر_ زنبورعسل) ازیک محل غذا خوردند / اما حاصل یکی ازآن ها نیش زدن و محصول دیگری ، عسل دادن، شد.
مولانا،این بیت و ابیات بعدی را به عنوان تمثیل هایی برای اثبات سخن خود، آورده است.
گون: نوع
20. هردونوع آهو نیز (آهوی معمولی _ آهوی ختنی که از نافه اش مشک خوش بو پدید می آید.) از گیاه و آب یکسانی بهره مند شدند / اما حاصل یکی سرگین و مدفوع و حاصل دیگری، مشک خالص و خوش بو گردید.
جناس : ناب با آب _سرگین: مدفوع _ مشک : ماده ای خوش بو که برای عطریات استفاده می شود.
21. هردونوع نی نیز ( نی حصیر_ نی نیشکر) از یک سرچشمه و آبشخور، تغدیه کردند / اما یکی از آن ها توخالی ودیگری پراز شکر شد.
تضاد: خالی با پر
22. دردنیا هزاران نمونه از چیزهای شبیه به هم وجود دارد / که تفاوتشان بسیارزیاد است(مثل راهی که هفتادسال طول می کشد که به آن برسند)
اشباه : شبیه ها، مانند ها، جمع شِبه _ هفتادساله راه : کنایه از بسیارزیاد_ هفتاد: عدد کثرت و فراوانی است.
23. چون در دنیا افراد شیطان صفت فراوانی وجود دارد (شیاطینی که ظاهرشان مثل انسان ها است.) / پس شایسته نیست که انسان باهرکسی دوستی کند.
منظوربیت این است که مقایسه ی افراد معمولی با افرادشیطان صفت نیز ، مقایسه ای نادرست وغلط است.
تشبیه : ابلیس آدم روی _ کنایه : دست دادن : دوستی نمودن_ واج آرایی ( د )_ ابلیس: (واژه ی یونانی است ) به معنی ناامید و ماَیوس ، معادل با شیطان است.
پایان درس چهاردهم

برچسب: نویسنده: آرتمیس یزدانی تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 16:49

صفحه بندی